خرید بک لینک
شعری زیبا و عارفانه از شیخ اجل سعدی شیرازی ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیم بنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب دهند آنیم گر برانند و گر ببخشایند ره به جای دگر نمیدانیم چون دلارام میزند شمشیر سر ببازیم و رخ نگردانیم دیگران در هوای

برچسب: سلطانیم, نویسنده: مانی رادمنش تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 14:42

ناله ی مرغ گرفتار نه گرفتار بود هر که فغانی دارد ناله ی مرغ گرفتار نشانی دارد راز عشق آن نبود کس به اشارت گوید سر این نکته ی سربسته نشانی دارد غیرتم پیش تو نگذاشت که گویم بد غیر ورنه هر کس که ببینی تو زبانی دارد شدم انگشت نما در همه ی شهر آیا هر که چ

برچسب: اصفهانی, نویسنده: مانی رادمنش تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 14:42

بند بگسل باش آزاد ای پسر چند باشی بند سیم و بند زر گر بریزی بحر را در کوزه یی چند گنجد قسمت یک روزه یی کوزه ی چشم حریصان پر نشد تا صدف قانع نشد پر در نشد هر که را جامه ز عشقی چاک شد او ز حرص و عیب کلی پاک شد شاد باش ای عشق خوش سودای ما ای طب

برچسب: نویسنده: مانی رادمنش تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 14:42

صفحه بندی